یکم انصاف بد نیست!

Facebooktwittergoogle_pluspinterestlinkedinmail
Print Friendly, PDF & Email

امروز صبح رفته بودم بیرون می خواستم چسب پمادی برای زوار بغل ماشین بخرم که به بدنه بچسبونم. خیلی منتظر موندم تا اون نمایندگی چسب که چسب موردنیاز من رو داشت کارشو شروع کنه. سر ورودی یه کوچه به خیابون اصلی ایستاده بودم. داشتم به ماشینا و مردم و هرچیزی که جالب بود برام نگاه می کردم و وقت رو میگذروندم تا مغازه دار بیاد.

توی این حین یدفه توی فاصله 3 یا 4 متری من یه پراید 132 سفید رنگ زد رو ترمز و بلافاصله پراید تاکسی پشت سرش هم زد رو ترمز. تو اون لحظه میدونستم به کجا باید نگاه کنم. به جایی که می خواست برخورد صورت بگیره. یعنی سپر عقب پراید 132. سریع نقطه نگاهم رو بردم به سپر عقب اون پراید و نگاه کردم که ببینم چی میشه. خیلی اروم سپر جلو پراید تاکسی خورد به سپر پراید 132 جلویی که از 3 یا 4 جا از قبل شکسته بود. اتفاقا نوک سمت راست پراید تاکسی خورد به یکی از محل هایی که از قبل شکسته بود و عملا سپر پراید 132 سر جای خودش بازی کرد.

بلافاصله بعد از برخورد دو ماشین، راننده تاکسی یه بوق چند ثانیه ای زد به نشونه اعتراض. پراید 132 دو تا جوون بودن. پسره از سمت شاگرد اومد پایین و یه نگاهی به سپر انداخت و یه نگاهی به راننده. با عصبانیت بهش گفت: چیه؟ از عقب زدی مدعی هم هستی؟ پاشو بیا پایین ببینم. پسره روشو برگردوند به سمت سپر و یه لحظه به یه فکر جرقه ای در حد چند میکرو ثانیه رفت و یه لحظه خنده ای روی چهرش اومد. شاید کمتر از یک لحظه. من از تغییر حالت ماهیچه هاش فهمیدم که حالت تبسم داره. یدفه سرشو برگردوند و گفت بیا ببین چکار کردی؟ راننده تاکسی اومد و گفت: بخدا من خیلی یواش خوردم به ماشین که امکان نداره این همه خرابی درست شده باشه. پسره گفت: نه این وسطیه مال قبلا هست و این سمت راست سپر مال الانه که زدی به ماشین. دوتا از مسافرای تاکسی که مرد بودن پیاده شدن و گفتن بابا بیچاره خیلی یواش خورد به سپرت و امکان نداره.

پسره مگه قبول می کرد. می گفت زدی و می خوای از زیرش در بری؟ بزار پلیس بیاد ببینه. توی همین حین بود که راننده پراید 132 پیاده شد و وقتی دید راننده تاکسی داره میگه اقا من خیلی یواش برخورد کردم، با لحن بدی به دوستش گفت: ولش کن باهاش بحث نکن. زود زنگ بزن پلیس بیاد.

پلیس راهنمای رانندگی محمدامین ساجدی

شروع کرد به زنگ زدن. داشت آدرس رو می داد و می گفت که چه اتفاقی افتاده که بطور اتفاقی یه ماشین گشت نیروی انتظامی اومد و براش دست تکون دادن که بیاد. اومد و به حرفاشون گوش داد و کارت ماشین رو از هردوشون گرفت و گفت بریم نیرو انتظامی.

من تو طول بحثشون شرکت نکردم چون دیدم دوتا پسر هردوشون حالت حق به جانب معابانه گرفتن و خیلی خودشون عصبی دارن نشون میدن. منم گفتم بزار پلیس راهنمایی رانندگی که اومد بهش می گم که چی دیدم. پلیس که اومد صبر کردم تا توضیحاتشون رو بدن. بلافاصله گفتم که جناب پلیس من از قبل از اینکه تصادف رخ بده اینجا بودم و شاهد همه چیز بودم. این پراید 132 از اول سپر عقبش همینجوری شکسته بود و از چندجا ترک خورده بود و رنگ رفتگی داشت. پراید تاکسی هم خیلی یواش برخورد کرد. پلیس هم به من گفت حقیقت پنهان نمیمونه و رفت.

دلیل اینکه این داستان رو اینجا نوشتم این بود که حقیقتش خیلی ناراحت شدم از این اتفاق و سوء استفاده ای که دوتا جوون می خواستن بکنن. و چون با نوشتن آروم میشم، اینجا نوشتم تا هم نوشته باشم و هم براتون به اشتراک بگذارم.

به امید روزی که هیچ کس نخواد از اتفاقات یا هرچیز دیگه سوء استفاده کنه.

درباره

توی چندسال گذشته در زمینه مدیریت محصول در شرکت ها و استارتاپ های مختلف مشغول به فعالیت بودم و روز به روز به اشتیاقم به این زمینه افزوده میشه. درحال حاضر مدیر محصول دیجی پی هستم و بعنوان مشاور محصول استارتاپ های مختلف نیز فعالیت دارم.

۱ دیدگاه

  • زهرا شهریور ۱۷, ۱۳۹۷ at ۱۱:۴۴ ب٫ظ

    سلام اقای ساجدی من پا یانام در مورد اگوریتم های فازی نوع دو هست میخواستم اگه چیزی ازش میدونین برا توضیح بدین من خیلی مشکل دارم

ارسال دیدگاه