پروژه های سازمانی

Facebooktwitterpinterestlinkedinmail
Print Friendly, PDF & Email

همیشه وقتی سر میزدم به وب سایت های برخی سازمان های خصوصی و مخصوصا دولتی برام این سوال پیش میومد که چرا یکسری مسائل اولیه توی طراحی و ساختار وب سایت سازمان رو رعایت نکردن. برخی وب سایت ها نه معلوم هست چی به چیه نه میتونی توش مسیرتو پیدا کنی. برخی هم از نظر حرفه ای واقعا ضعیف عمل کردن. چندتایی رو که پیگیر شدیم دیدیم که بعله چه هزینه های سنگینی هم شده برای طراحی وب سایت یا پورتال اون سازمان ها. حالا یه اتفاقی که برای خودمون پیش اومد و کاملا مرتبط با این بحث بود رو براتون می خوام تشریح کنم.

یک روز یکی از دوستانم با من تماس گرفت و گفت که:

 یکی از آشناهام بهم گفته که یکی از دوستانش پروژه طراحی پورتال یکی از سازمان های شهر تهران رو برداشته و دنبال برنامه نویس میگردن تا کار رو انجام بدن. نظرت چیه بریم ببینیم چیه؟

من بهش گفتم باشه، قرار تعیین کن که بریم یک صحبتی داشته باشیم. قرارمون شد برای دو روز بعد. من و همون دوستم و یکی دیگه از دوستانم با هم رفتیم(دوست منظور همکار). نشستیم و خودمون رو معرفی کردیم. بعد بلافاصله اون شخص شروع به پرینت گرفتن کرد. گفتیم که اوضاع از چه قراره و پروژه چی هست و این جور سوال ها. اون هم شروع کرد به پاسخ دادن و توضیح دادن پروژه.

چیزی که فهمیدیم از صحبت ها این بود که پروژه طراحی یک پورتال برای یکی از بخش های یکی از سازمان های شهر تهران هست. پروژه خیلی سنگینی بود. قسمت های مختلف زیادی داشت. زیر بخش های بسیار زیادی داشت. عملا ریزه کاری های بسیار بسیار زیادی داشت.

من پرسیدم که حالا این پروژه رو چطور به شما دادن؟ شما که نه تهرانی و نه اونجا دفتر داری. خیلی راحت گفت: یکی از دوستام توی تهران که این پروژه رو گرفته رسوندش به من که انجامش بدم. حالا منم دنبال تیمی می گردم که این کار رو برای من انجام بده.

ما هم گفتیم حالا پروژه چی هست؟ سریع شروع کرد به پرینت گرفتن اسناد توضیح پروژه. یک صحبت که کردیم متوجه شدیم که خودشون هیچ دیدی از پروژه ندارند. یعنی در زمینه فنی این پروژه هیچ دیدی ندارن و چندتا چیز یاد گرفته بودن و همش تکرار می کردن. مثلا یکیشون می گفت باید اول کرنل سایت رو اماده کنید بعد بقیش رو. این جمله رو بالغ بر 5 بار تکرار کرد. یکم که صحبت کردیم طرف مقابل گفت که مطمئن باشید این کار براتون آینده داره چون پشتیبانیش هم عملا با خودتونه و تا سال های سال خودتون ازش درآمد خواهید داشت. آخرشم گفت ما حتما از شما به اندازه مبلغ قرارداد سفته میگیریم برای ضمانت تاخیر در انجام پروژه.

یه چیز دیگه هم که گفت این بود که ما رابطه زیاد داریم و این پروژه تموم بشه بازم براتون پروژه داریم و از اونجائیکه دفتر ما در حال انتقال به تهران هست، کارتون رو توی تهران هم تضمین می کنیم.

 

خب، این بود همه اون چیزی که بین ما رد و بدل شد، اما چندتا نکته:

اول اینکه واقعا حنده داره نحوه انجام پروژه های سازمان ها با این همه رابطه بازی که انجام میشه!

دوم اینکه پروژه ها دست کیا میفته برای انجام!

سوم اینکه برنامه نویسای بدبخت مرحله آخر هم با این حساب نیستن!

چهارم اینکه چرا همه فکر می کنن همه عاشق اینن که توی تهران کار کنن!

پنجم اینکه کیفیت اصلا معنا نداره!

ششم اینکه مهندسی نرم افزار توی ایران هنوز هیچ جایی برای خودش پیدا نکرده!

هفتم اینکه ……. !


 

پی نوشت:

درسته که این پروژه نصیب ما نشد اما عوضش حدود 30 برگ برای چک نویس گیرمون اومد!

 

درباره

توی چندسال گذشته در زمینه مدیریت محصول در شرکت ها و استارتاپ های مختلف مشغول به فعالیت بودم و روز به روز به اشتیاقم به این زمینه افزوده میشه. درحال حاضر مدیر محصول دیجی پی هستم و بعنوان مشاور محصول استارتاپ های مختلف نیز فعالیت دارم.

۱ دیدگاه

  • شهریار اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۵ at ۴:۳۳ ب٫ظ

    درد بزرگیه …
    و فهموندنش سخت …

    این سخت خیلی حرف داره …
    و این دل خیلی درد داره!

ارسال دیدگاه